درود و سپاس, رفیق..
درود و سپاس رفیق .. چپ ها اول بکار گرفتن .. شل شدن و زندان رفتن و شکنجه شدن و اعدام شدن ، بخاطر اندیشه عدالت خواهی به مذهب و رهبریت ان که با شعار فرببنده طرفداری از ( مستضعفان ) و حکومت عدل علی به میدان آمده بود ، توهم داشتند و این توهم به آب رفتن شان منتهی شد .. شکست چپ مبارز اما در بافت و تفکر اجتمایی چهار چوبی بنام ایران هم ریشه داشت، جامعه ای که باسواد دانشگاهی اش .. شاه تحصیل کرده سویسی اش .. نوسینده روشنفکر نمای ال احمدی ایش و استاد ماتریالیست دیالتیک حزب توده ایش به اسلام و مذهب هزار چهره شیعه و بازار تجارت دلالی ان سجده می کردند … شاه سرش درد میکرد می رفت به زیارت امام رضایی که هیچ خدمتی به این ایران زمین نکرده بود هیچ .. مفت خورده بود و بدست زنش به الله اش پیوسته بود .. ال احمدش .. خاک بر سر آمریکا میکرد و خسی میشد در میقات ..و چنان حاجی چاکری می شد در زیر دست آخوند .. که نگو و نپرس ..
استاد تز ماتریالیست .. از ماتحت خود و پدر و جد پدری آخوندی اش .. و از خشتک همسایه شمالی کمونیست و سوسیالیست سرمایه داری دولتی .. اسلام ( انقلابی ) و امام ( ضد امپریالیست ) در میاورد
اینگونه بود و شد ، که درود گفتن از چپ مبارز رسید به سلطنت طلب … سپاس را ، که ورد کلام سلطنتی و پادگانی و بندگی و نوکری بود ، سرکار سپاهی اسلامی شیعه ملاخور کرد و از همه مهم تر، رفاقتی که بین چپ ها معمول و مرسوم بود و تا حدودی کار کرد داشت ، رسید به بسیجی و پاسدار و آقازاده مفت خور میلیادر دانشگاه آکسفورد و بسیاری مذهبی و دین خوی باسواد دانشگاهی و استفاده گر همه چیز و دشمن شماره یک لاییک ها و چپ ها .. در نتیجه رفاقت شد مذهبی و ریده شد به رفاقت .. در ایران امروز رفاقت گهی ست که نه رنگی و نه خاصیتی دارد به جز بو ، ان بویی که پول باد آورده و مقام و منصبی که با چاکری و بندگی رهبر بدست آمده باشد ..