ازادی
آوریل 1, 2009

یار و یاران در بند ، پشت دیوار ، دراز و بلند
دخمه نمور و تاریك ، پای كوه سرفراز الوند
سوسك و موش و پشه ومور از همه جا
در آسودگی و آرامش ، می خرامند و نژند
دردل كوه دگر، مریم و جلوه هم ، در گوشه دنج
وه ..چه گند زبانها در دست و دل همه ، شلاق جفنگ
می بارد بر سر امیر و علی و سعید…… آزاده ، چو سنگ
تو چه خواهی الدنگ ، اندیشه آزاد و انسان قشنگ ؟
جلوه تو چه حقی داری و می خواهی ؟
مریم این چه تغییر و برابری ، آزادی است ؟
در نظام عدل مردانه مذهب ، چنین سر پا ایستاده ، چو سنگ
جایگاهت بشناس ، رو در گوشه اندرونی این دخمه تنگ
یا كه باید بروی ، پشت پرده با صدای كلفت و بی اهنگ
در باز كنی جلاد مشنگ ، شاید تو را بكشاند به جفنگ
مزدوری و بی شرمی و جلاد ی است ، نمی تابد ننگ
گر چه جلوه ها بشكند و گوشه سلول ، افكنده شود
مریمی ها فراموش كند تغییرش ، توبه كند تدبیرش
امیر و علی و سعید و وحید و كیوان ………….. هم
بر كف پا، شلاق خوران ، خون الود ، به نجوا افتند
می سراید و می خواند شعر من همیشه این اهنگ
هر كه درد آزادگی اندیشه ، داشت در سر اونگ
ششصد هزار بار و سال به روشنی نشانم داده است
این نغمه آزادگی، نشكست ، نشكند و نمیرد هر گز
هرگز این ایستادگی با شور و شوق و امید و اهنگ
این دیوار بلند و دخمه نمور و سلول تاریك و جلاد خدنگ
همیشه دیده و داشته ، ایستاده آزاده گان اندیشه پرواز بلند
پی نوشت :
گفتیم مدتی با این دنیای پیچیده سیاست كاری نداشته باشیم .. مخلوط دین و سیاست بقدر كافی افكار را اشفته كرده است ..مخلوط سیاست و مذهب با ما كار داشت مزدورهایش را مجهز به شلنگ تخته بازی نمود .. و خواستند كه با ما چت كنند …كه ممكن نشد …
پس پسگی نوشت …
در دنیای كنونی كه درگیری خونین دو ارتجاع كه هر دو هم به یك اردو و اساس و پایه معتقدند و همگون با هم می توانند دنیا را بچاپند ..در ظاهر به شكل دشمنی اشتی ناپذیر با هم درگیرند و ان چنان كشتاری از هم و از مردم می كنند كه انگار .. خدایشان و مذهبشان و باور به ازادی تجارتشان یكی نیست و خدا و افریده گار چند تا و دشمن هم و از بنیاد با هم متفاوت است .. اگر به گفته هر دو اردو .. امریكا و اروپا و ..اسلامگراهای خاورمیانه .. خدا یكی است و دو تا نیست .. پس جنگ و كشتار بر سر چیست ؟
مردم ایران بطور كلی به علت سركوب تاریخی و كنونی و فقر و ناهمگونی و تفكر مذهبی داشتن و در مواردی نفع از ایلگارشی مذهبی بردن .. نمی توانند این وضعیت جنگ خونین زرگری دو ارتجاع را تجزیه و تحلیل و به نفع انسانی و رفاه عمومی خود به كار بگیرند ..
مردم امریكا هم در ابعاد بزرگتری به مردم ایران شبیه و نزدیكند .. منتها دین انها از نوع انواع و اقسام مسیحیت است و …خود برتری و از همه سر بودن در امریكایی ها لاف و گزاف خالی نیست .. به عمل هم دست می یازند .. اما مردم ایران و ماموران و مزدوران دست اندر كار و همه كاره این ملت اجباری مسلمان .. لاف و گزاف گفتن است و زورشان هم به خود ضعیفشان می رسد و در حرف پوزه امپریالیسم امریكا « به گفته امام عصر جمكران .. شیطان بزرگ « را به خاك می مالند .. بله پوزه خودی را تا حالا به خاك شیطانی مالیده اند ..
مردم اروپا و دست اندر كاران دولتی .. توانسته اند این وسط .. البته به سر كردگی پنهانی گریت بریتانیا .. از این دوجناح درگیر ارتجاع بیشترین سود و استفاده را برده و همكاری ها و اتحاد بازار تجارت ازاد و مرزهای باز و همكاری ها و استفاده نیروی كار ارزان همدیگر و سایر كشورهای پیرامونی را به نفع و گسترش خودشان بپردازند …
نو روز
مارس 21, 2009
نو روز امده است ..این سروده را تقدیم می كنم به بسیار مبارزین اندیشه ازاد و در این تنگ جایی و كم شناختی .. نام می برم .. تا می توانم …
مریم ها .. مریم ارامیان و مریم واحه .. پرواز تا ازادی .. پری .. شاگرد دلبند شاعرم ..تارا .. آلاچیق صبح .. فرشته .. پرگاس .. ایدا سعادت .. سودای سیمرغ .. پریسا … حقیقت .. مینا جم …. فردا .. میترا مبارز كوچك .. اشرف دهقانی … مستوره احمد زاده .. مبارزه زندان كشیده رفیق دلبندم « مینا زرین « .. اواز خوان مبارز و با شهامت « گیسو شاكری « .. شاعر و نویسنده محبوبم « مینا اسدی « .. مهر انگیز كار …
سیمین بهبانی .. وای وای خاك بی وطنی بر سرم .. سیمین روزگرد …
در این بهار دلنشین ..« نسل خاكستر شده « قلبی اگر جلاد می داشت هپروت اسمانی سنگش كرده است .. « نسل خاكستر شده «

گفتم بزن .. گفتی زنم ..
گفتم بدوش .. گفتا نرم ..
گفتم چه زیبا گشته ای ..
بر گرد دنیا گشته ای
ازهر پرستش رسته ای …
در عشق خود وارسته ای ..
با دلبران بنشسته ای
گفتی كنون مادر شدم
بر خویشتن داور شدم
بر نسل خود یاور شدم
ابستن باور شدم
تا افرینم زندگی
دلبسته انسانیم ..
شركم ٫ شریكم ٫ یاغی ام
گفتم بزن .. اتش بزن …
بر خرمن تك باوران
بر بند تنبان شاكران
بر فكر پست زنجیر اوران
بر مفت خواران جهان
بر گردن گردن كشان
بر ساطور گردن زنان
بر خامه دریوزه گان
بر قفل زنهای زبان
بر تاج و تخت و ملك و مال ..
بر هر چه ادم باوران ..
حوای و حوری ساغران
بالا نشین نردبان
انسان ستیز بیكران ..
ان بارگاه ٫ مال و خون و جان
گفتی زنم .. اتش زنم ..
بر دامن خویش افكنم
فرزند تو هست بر تنم ..
خونین شده پیراهنم
رخ زرد و اتش باورم
من ان تجاوز گشته ام
در فكر تو پست است تنم
اتش زنم ٫ بر تو زنم
در زیر پایت افكنم
خاكسترت گل می كنم
نو روز را ول می كنم
تا جمله آساید تنم
گفتم كه كی احمق شدم ؟
نا گاه خوش باور شدم
سجده به بالا می كنم
سودش مهیا می كنم
بهره كشی بر پا كنم
خود را چنین بر جا كنم
مالت خورم ٫ نصفت كنم
جانت خورم ٫ هیچت كنم
مالم شدی ٫ زیر پا انداختم
چرخاندمت در یك نمد
گشتی مچاله در سبد
انداختم در پشت خویش
اسوده این آفرینش فكر خویش
گفتم بهار است و هوا
خاكسترم در سبزه ها
اب روان در دره ها
نو روز فكر ٫ می بایدم
نو روز بر پا می كنم
شادی بود ائین من
اندیشه دیرین من
هر گریه ای را دشمنم
نادانیش را بشكنم
گر دانشی می داشتی
كی ناتوانی ٫ گریه را می كاشتی
گفتم به نو روز جهان
امید باشد هم چنان
نو روز ما را دیده ای
در جشن ما رقصیده ای
بر فكر ما خندیده ای
جان و تن ما ٫ دوشیده ای
كام ازهر دو جهان بگرفته ای
گفتی كه ان من نیستم
هرگز چنین نزیستم
پست گر بودم ٫ ان نیستم
بازا كه تقدیرت كنم
نو روز تقدیمت كنم
اندیشه عشق و صفا می كارمت
مهر زمین بر قلب تو می ارمت
عمرت درازی می دهم
در ساغرت كهنه شراب
در باورت انسان ناب
خود باور و ازاد ,اگه ٫ می شوی
نو فكر ٫ نو روز ٫ نو باور شوی
اتش بزن بر كهنه گی
خاكسترش بر باد ده
پس مانده اش بر خاك ده
گرمای ان بر خود بگیر
ان سرمه اش بر موی كش
نو روز و شادان می شوی
همچون بهاران می شوی
شاداب و خندان می شوی
دلنبد و همره و همگام انسان می شوی
نو روز تو فرخنده باد
سال نوت تغییر را اكنده باد
روز زن
مارس 10, 2009
……..روز زن ……..

این سیاهی از كجا امد ..
قیر شب را دزدید
و به مثل شب تابستان ارسبارانم ..
چشم را كور… هیكلم در گونی و دلم تنگ نمود
مادرم چارقدی داشت و نداشت
خواهرم با چارقد و بی چادر زیبا بود
چشم برادر به دیدن زیبایی عادت می كرد
شك در تنها مادر بودن حوا را به یقین می سائید
چه كسی بود تخم تو نرینه تخم من مادینه كاشت
از هر دری به كشتزار خویش اجازه ورود گرفت
همه خواهرهایم حوا شد
جمله برادر هایم …ادم نام گرفت
روز زن… در كجای تاریخ مدفون است
روز زن .. زن ها به دیدار پدر می رفتند ؟
افتاده بر زیر پای پدر .. مادر بود ؟
روز زن …عشق انسان را كاشت
شهوت عشق را اسان كرد
روز زن… در گذرگاه الوده جهان سر گردان است ..
روز زن… تن فروشی به كار ارزان تعبیر نمی شود
روز زن … نرینه ها با قصد خیانت به جنایت الوده می شوند
روز زن …هیچ زنی با نرینه گاوی به بستر نمی رود
روز زن… هیچ زنی فروشی نیست ..
روز زن ..هیچ مادری نرینه گاو هفت اسمانی نمی زاید
روز زن .. هیچ دختری گلدوزی نمی شود
روز زن … هیچ پرده ای دریده نمی شود
روز زن .. اشپزخانه دربست قفل و زنجیر است
روز زن .. كلمه مادر قحبه و حرام تخم …
از فرهنگ لغات كشور گل و بلبل و ینگه دنیا
به هپروت اسمان هفتم می روند
روز زن .. هیچ ادمی از هپروت اسمان ندایی نمی شنود ..
روز زن .. روز اعدام هیچ انسانی نیست ..
روز زن….. خورشید می درخشد
هوا همه جا روشن است
روز زن .. هیچ كارگری در منچستر …
پارچه چادر سیاه نمی بافد ..
روز زن .. حجره تنگ و سیاه فروش چادر شب را
با فوت گرم و عاشقانه خود ..
روز زن … اتش خواهیم زد ……….
پی نوشت ها یی خواهد بود

22بهمن و تفكر ایرانی ..
مارس 4, 2009
۲۲بهمن و تفكر ایرانی ..
در این پست ریشه یابی و كنكاشی خواهیم داشت در مورد ضرر و زیان های كه انقلاب اسلامی به ایران و منطقه خاورمیانه وارد كرد ..
« همه با هم « و یا ما شدن و متحد شدن و همبستگی داشتن به انسان و هم طبقه و هموطن و هم شهری . .. شكاف عمیقی بعد از انقلاب اسلامی 57 خورد كه شاید پنجاه سال دیگر ان اتحاد و همبستگی كه علیه شاه انجام گرفت در ایران شكل نگیرد .. این خمینی لات و لمپن و نوكر بازار با استادی یك همه با همی می گفت كه كمتر كسی متوجه میشد كه منطور ایشان چیست ..
همه با هم خمینی و اندیشه اسلامی پشت سرش .. همه باهم اخوند ها .. دستمال بدست ها .. هر كه دره ما دالانیم و هر كه خره ما پالانیم … ها ..بیعرضه های كاری و مقلدین صرف ریای مذهبی و بازاریان و كسبه بقال و تجار حجره ای ملی مذهبی و مشتی لات و لوت بر گزار كننده تكیه های عزا دار امام حسینی و بی خبران و نااگاهان از سیاست بود ..
این شعار همه با هم .. زمانی كه به « هر كس با ما نیست بر ما ست « رسید و زحمتكشان و فعالان اصلی ان جنبش و قیام علیه دیكتاتوری شاه را به سلابه و دار و اعدام و زندان و شكنجه و فرار واداشت .. ضربه كاری بر تفكر همه با همی وارد ساخت .. كه با ادامه این وضعیت و سركوب فعالان و دست اندر كاران .. بكلی خاموش وتبدیل شد به .. تقصیر فلان سازمان بود و یا فلان رهبر مقصر است و یا از ماست كه بر ماست ..جای انرا گرفت ..
ضرر و زیان دیگر انقلاب اسلامی ..
از بین بردن ارزش انسانیتی شد كه .. تلاش و كوشش واز جان گذشتگی بیشتری از دیگران برای ابادی و ازادی و رفاه مملكت و ملت مایه می گذاشتند .. زندانی سیاسی دیگر مفهومش و احترامش را از دست داد و یك لات و چاقوكش بیشرف مثل اسمال تیعی بروی زندانی و وكیل قتلهای زنجیره ای سیاسی .. ناصر زرافشان .. تیغ كشید .. « خفه شو مردیكه همش تقصیر توست ما نمی خواهیم اعتصاب كنیم « …و بیشتر زندانیان عادی هم سیاسی كارها ی در زندان گرفتار شده را مسبب بدبختی خود قلمداد كردند ..
این روند بی ارزشی كار سیاسی ..چگونه انجام گرفت را می بایست بیشتر شكافت و در فرصت های مناسب باید به ان پرداخت .. چرا كه در زمان محمد رضا شاه این روند درست بر عكس بود .. چرا و چگونه رژیم اسلامی توانست این ارزش زندانی سیاسی را نزدیك به صفر برساند ؟
از ضررهای دیگر انقلاب اسلامی ایران .. هار كردن و بمیدان كشیدن و مستقیم دخالت دادن امریكا و پشت بندش انگلیس و اروپا در منطقه خاورمیانه اسلامی بود .. در حال حاضر تمام كشورهای منطقه دور و بر ایران اشكار و مستقیم در سلطه امریكا و انگلیس است و دولت اسلامی در ایران محاصره شده این كشورهاست و افتخار هم می كند ..
این روند اشعال منطقه ..فقر و بیكاری و اقتصاد رانت خواری را در ایران شدت می بخشد و به درازا كشیدن این روند ایران را در منجلانی مثل پاكستان و افعانستان انداخته و فقر و بی حقوقی و بیكاری را ادامه داده و تثبیت خواهد كرد و در نطر عموم عادی و معمولی جلوه كرده و چه بسا به این ختم خواهد شد كه فقر و فخشا و بیكاری و ناامیدی و بدبختی …تقصیر خود خود این ادم هاست و گرنه چرا من و شما نیستیم و ….
استقلال اگر این است كه به همه فحش داده شود و ایران و چهار چوب عرضی را در فقر و فلاكت حفظ كند .. جمهوری اسلامی به استقلال مطلق رسیده و استاد و صادر كننده این نوع « اسقلال « است ..
از دیگر ضرر ها می شود به همین مسئله فحش و چاله میدانی بودن و منطق از بین بردن حریف با كلمات ركیك و فحش های شخصی است كه باز مزدوران اسلامی در این كار استادی دارند و در اصل می شود گفت كه این انقلاب لمپن ها به رهبری شخصی مرتجع و خون اشامی مثل خمینی به قدرت رسید و تمام اخلاق لمپنی و چاله میدانی طیب حاج رضایی و شعبان بی مخی را نهادینه كرد..

پی نوشت …..
مسئله شهید پروری و شهید سازی از بركات انقلاب اسلامی بود با این ویژگی كه شهید به « بهشت « می رود و وارثین به دریافت مواجب دائمی مفتخر می شوند ..
در حال حاضر جمهوری اسلامی اقدام به دفن شهدای « جنگ نعمت است « را به زور در دانشگاه ها جا می دهد … تمام خواهی هم اگر باشد این اسلام همه جا را ملك وعده داده خدای حریص و همیشه گرسنه و چشم سیر ناپذیرخود می خواهد ..
این روند هم از شگرد های اسلام و اخوند است كه تنور جنگ نعمتش را می خواهد بطور دائم سوزان نگه دارد و در زیر عبای اخوندی كارهای ثواب دیگری مثل .. اشتی با شیطان بزرگ كه همان خدای بزرگ و علنی و اشكار كنونی روی زمین هست .. را به سرانجام برساند ..
پی نوشت ..۲
با كمی تحقیق متوجه می شویم كه موضوع و مسئله حاشیه ای و پوپولیستی .. بیشترین نظر و دقت ایرانیان را بخود جلب می كند .. در نتیجه مسائل پایه ای مورد علاقه نیست و كسی به ان نمی پردازد .. چرا هایی كه هنوز پاسخ در خور نیافته اند و اینكه چرا ان قیام مردمی امیدوار و با شور به بیشعوری و فقر و بیكاری و كشتار و شكنجه و زندان هر چه بیشتر تبدیل شد ..احزاب و جریان هایی در این خاشیه كشاندگی افكار سهیم هستند هر چند تفكر ایرانی هم كه در كل حاشیه پسند است كم مقصر نیست .. در راس این احزاب كمونیسم كارگری منصور حكمت با فرقه ها و جناح های مختلف قرار دارد و از جمله مسائل حاشیه ای انواع و اقسام فقط حقوق زنان است .. یا دیالوگ با مسلمانهاست .. و مطرح كردن و جدا كردن اسلام سیاسی از اسلام غیر سیاسی است .. به نظر من اسلام همیشه سیاسی بوده و در صد و پنجاه سال اخیر در سیاست دخالت كرده است و اسلام عیر سیاسی وجود خارجی و فعال نداشته و ندارد …
بحث اساسی می بایست این باشد كه جمهوری اسلامی رفتنی است و باید با تفاهم و اعتماد سازی و گسترش همكاری و اتحاد دور خواستهای مترقی و حداقل ..به پیش رویم .. چرا اینگونه نیست ؟